سرسره ی زندگی

از بچگی با فرزندانتون بازی کنید.قایم باشک بازی ای هست که به بچه یادمی ده که اگه چشمش رو ببنده چیزی از بین نمی ره و وقتی دوباره چشمش رو باز کنه می تونه همه اونا رو پیدا کنه. این بازی به فرزند شما یاد می ده که اگه لحظاتی شما از دیده ای او پنهان شده باشید می تونه شما رو پیدا کنه و برای همیشه شما رو از دست نداده. بازی قایم موشک یا قایم باشک بچه رو برای کودکستان و مدرسه آماده می کنه تا بتونه ساعت هایی رو از شما دور باشه. به بچه یاد می ده که باید برای رسیدن به هدفش صبور باشه و تلاش کنه. نباید عجله کنه.

اما وسط این همه بازی که برای بچه ها هست یک بازی هست که هیچکدوم از ما درست دلیل ساختنش رو نفهمیدیم و یا فهمیدیم و یادمون رفته. اون هم سرسره است.

علت ساخت سرسره اینه که به شما یاد بده که هر بالا رفتنی سر خوردن هم داره!

آیا شما این درس رو یاد گرفته اید؟ آیا قبل از بالا رفتن مسیر پایین اومدن رو بررسی کرده اید ببینید خرابی نداشته باشه یا جلوش گودال آب نباشه؟ امیدوارم هرگز سقوط رو تجربه نکنید. سرخوردن قابل تحمل تره!!!

l

19 فروردین روز شرف الشمس

19 فروردین روز شرف شمس بود و من بازار بودم. مردم را می دیدم که بدون مطالعه و این که بدانند شرف الشمس چیست و یا بدون این که اعتقادی داشته باشند در صف های طویل برای حکاکی روی نگین های عقیق زرد رنگ بودند.

شرف الشمس واقعیت دارد ولی در مورد آن مطالعه کنید. فال و جادو نیست. مطالعه کنید در اینترنت هم هست.

حالا چند وقت دیگه نمایشگاه کتاب شروع می شه بیا و ببین که الکی ملت اون وسط ولو هستند و خودشون هم نمی دونن چی میخوان؛ انگار اومده اند لباس عید بخرند! اومده اند تماشا و ویترین گردی. امسال که اعلام شد جاش عوض می شه می ره ضلع جنوبی خیابون. خدا به داد برسه!!!

دلیلی برای تنهایی

"از نظر مردمی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر به نظر می رسی"

برا همینه که می گن هر چی بالاتر بپری تنها تر می شی! بعضی ها هم می گن

"عقاب ها تنها هستند اما لاشخورها با همند".

خلاصه هر کسی یه جوری تنهایی خود را با دلیلی موجه می کنه و خودش رو راضی می کنه.

ادامه مطلب دارد


ادامه نوشته

رام کردن فیل

رام كنندگان حیوانات سیرك برای مطیع كردن فیلها از ترفند ساده ای استفاده می كنند.زمانی كه حیوان هنوز بچه است، یكی از پاهای او را به تنه درختی می بندند. حیوان جوان هر چه تلاش می كند نمی تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك این عقیده كه تنه درخت خیلی قوی تر از اوست در فكرش شكل می گیرد. وقتی حیوان بالغ و نیرومند شد ،كافیست شخصی نخی را به دور پای فیل ببندد و سر دیگرش را به شاخه ای گره بزند. فیل برای رها كردن خود تلاشی نخواهد كرد.

پای ما نیز ، همچون فیلها، اغلب با رشته های ضعیف و شكننده ای بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگی قدرت تنه درخت را باور كرده ایم، به خود جرات تلاش كردن نمی دهیم، غافل از اینكه برای به دست آوردن آزادی ، یك عمل جسورانه كافیست.

پائولو کوئیلو

درد دل

یه وقتایی هست که آدم دلش می خواد باباش دست بذاره رو شونه اش و بگه: غصه نخور ! همه چی درست می شه! اتفاقی که برای من هرگز تو زندگیم نیفتاد. جای خالی این دست همیشه روی شونه هام حس می شه. همیشه پشتم رو خالی حس می کنم و فکر می کنم دارم تو هوا قدم بر می دارم!!

درسته که خدا همیشه حمایتم کرده ولی دوست داشتم سنگینی دستش رو رو شونه ام حس می کردم!

گروه 99

پادشاهی که یک کشور بزرگ را حکومت می کرد، باز هم از زندگی خود راضی نبود؛ اما خود نیز علت را نمی دانست. روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد. هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد، صدای ترانه ای را شنید. به دنبال صدا، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد. پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید: ‘چرا اینقدر شاد هستی؟’ آشپز جواب داد: ‘قربان، من فقط یک آشپز هستم، اما تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم. ما خانه ای حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. بدین سبب من راضی و خوشحال هستم…’ پس از شنیدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد. نخست وزیر به پادشاه گفت : ‘قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست!!! اگر او به این گروه نپیوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است.’ پادشاه با تعجب پرسید: ‘گروه 99 چیست؟؟؟’ نخست وزیر جواب داد: ‘اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست، باید این کار را انجام دهید: یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست!!!’

پادشاه بر اساس حرف های نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند.. آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید. با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد. با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت. آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است. بارها طلاها را شمرد؛ ولی واقعاً 99 سکه بود!!! او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست!!! فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد؛ اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد!!!

آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند. تا دیروقت کار کرد. به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند!!! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند؛ او فقط تا حد توان کار می کرد!!!

پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید. نخست وزیر جواب داد: ‘قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمد!!! اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند: آنان زیاد دارند اما ...راضی نیستند

رادیاتور

وقتی این رادیاتور های مدل جدید رو می بینم که دیواری هست و پره پره ای نیست به این فکر می کنم که چه  زمونه ی بدی شده. رحم نداره. حتی رادیاتورهاش هم دیگه خیر نمی رسونه به هیچکی

به علاقه های فرزندتان احترام بگذارید

بچه که بود به اصرار او؛ مادرش با وجود این که از ته دل راضی نبود دو تا جوجه ماشینی براش خریده بود. جوجه ها در حیاط خلوت بودند و کمی بزرگ شده بودند و تقریبا سفید رنگ بودند. او هر روز که از دبستان به خانه می امد دلش به دیدن جوجه ها و غذا دادن به آنها خوش بود. یک روز که به خانه آمد دید جوجه ها بیحال هستند. جوجه ها آن روز بیحال و بیحال تر شدند و عصر فردا رفتگر محله زنگ زد و به بهانه بردن جوجه ها به دکتر و آمپول زدن به آنها جوجه ها را برد. از فردای آن روز می شنید که مادرش با افتخار و بامزگی برای دیگران تعریف می کند که بر اثر بی احتیاطی او جوجه ها  هندوانه فاسد خورده و مریض شده بودند و او از شرشان خلاص شده است!

هنوز بعد از پنجاه سال  آن خاطره را به یاد داشت و  دیدن جوجه های ماشینی که در کنار خیابان می فروشند آن دو یاردیرین را به یادش می آورد که بیحال و مریض به زور گردنشان را صاف نگه می داشتند.

به علاقه های فرزندتان احترام بگذارید


زنی که به شیطان درس داد

ماجرای زنی که به شیطان درس داد را در ادامه مطلب مطالعه کنید
ادامه نوشته

رهایی

اسمش را من رهایی گذاشتم و نمی دانم چیست و کجاست.

این عکس یک اثر هنری ؛ مجموعه مجسمه است که من در اینترنت دیده ام و حیفم آمد که باشما اشتراک نگذارم

اهمیت نظر مردم

اهمیت نظر مردم چه قدر است؟ نظر مردم چه قدر روی شما تاثیر دارد؟

"اگر به این می اندیشی که دیگران چگونه به تو می اندیشند یا از دیگران می ترسی یا که خودت را باور نداری"

اگه گفتی این نوشته مربوط به  چه کسی هست؟

عکس از رسیدن آب زاینده رود به اصفهان

عکس از رسیدن آب زاینده رود به اصفهان

تو مملکت ما خبرهای خوب هست و خبرهای بد هم هست.

هموطن بوشهری تسلیت می گم و متاسفم به خاطر خسارتی که زلزله به بار آورده است

فکر نکن به فکرت نیستیم. فکرنکن در حال شادی هستیم. سعی می کنیم انرژی منفی ندهیم تا دست های کمک رسان و مثبت دلسرد و نا امید و لرزان نشوند.

(توضیح:من اصفهانی نیستم و اصفهان نیستم)

یورونیوزز

تو عید دیدمش با چه افتخاری می گفت که اخبار کانال فلان رو می بینه چون تفسیر هم داره!! بهش گفتم فقط یورو نیوز چون تفسیر نداره و خودت باید نتیجه گیری کنی. تازه اون هم مورد داره چون هر خبری دوست دارن بیشتر نشون می دن و روش تاکید می کنند ولی حداقل قیافه این مجری ها و گوینده ها رو نباید تحمل کنی چون گوینده نداره کانالش و اخبارش مصور هست

برای خودتان زندگی کنید


کارمندا

می دونم خیلی از شما کارمندا حس بدی دارید. حرفای بچه ها که از مدرسه میان و چشم و هم چشمی های عیال و مقایسه هایی که بین همکلاسی های مدرسه هست و حرفاشون که نمک به زخمای چرکیت می پاشه و  بعد عیدی واقعا احساس خستگی بهت می ده و ماه فروردین خیلی طولانیه چون جیبا خالیه و همه منتظریم که حقوق ها واریز شه و تازه خیلی ها هم که بیکار شده اند و قرار داداشون تمدید نشده

من فکر کنم فقط این عکس می تونه حس و حال این روزهای کارمندا رو نشون بده. شما نظرت چیه؟

مامانای قدیم

مامان هم مامانای قدیم. آدم تو آغوششون احساس امنیت می کرد. مامان های این دوره زمونه همه لاغر و پیروزی هستند و دماغ عملی و ناخن بیلچه ای! به اون نوع مهربون و دوست داشتنی که اغلب چاقند اینا می گن امل... فکر کنم خیلی ها دوست داشته باشن یه مامان امل داشته باشد که بوی پیاز و قرمه سبزی بده تا مامانی که می گه بوسم نکن دماغم کج می شه، بغلم نیا پروتز سینه هام تکون می خوره و ... برای اینا آغوش اون معنی رو نداره و همیشه دست بچه رو گرفته اند و تو خیابون دنبال خودشون می دوانندش! بچه هاشون مثل عروسکند. قشنگ ترین لباس ها بهترین آرایش ها شیک ترین دکوراسیون رو اتاق اینا داره. اما فکر کنم بچه هاشون اگه جوجه  این مرغه بودند حس گرما و امنیت بیشتری داشتند!

برای اصلاح جامعه دست از گله و شکایت بردارید

برای اصلاح جامعه دست از گله و شکایت بردارید و سهم خود را به خوبی ادا کنید.

از خودت شروع کن درست می شه

تو استفاده ی خودت رو ببر و خوش بین باش

چرا شکایت؟ گاهی اوقات خرابی ها می تونه به سود من و تو باشه. تو استفاده ی خودت رو ببر و خوشبین باش و فکر کنم ابر و مه و خورشید و فلک به خاطر تو در کارند!!

اگه کاری رو بلد نیستی

اگه کاری رو بلد نیستی از یک آدم آگاه کمک بگیر! اخه این زبان  چه ربطی به اون زبان داره؟ تو که زبانت این قدر ضعیفه چه طوری ساندویچ زبان درست می کنی؟!!

حتی اگه هوای دلت ابریه

حتی اگه هوای دلت ابریه گاهی باید برای عزیزانت لبخند بزنی! کار سختی نیست. امروز که روز طبیعت هست و احتمالا خیلی از همشهری ها رو توی پارک و طبیعت می بینی؛ این قدر اخمو نباش. یه لبخند که تو رو نمی کشه

آگاه کسی است که


آگــاه کسی است که از میان کارهایی که به خوبی انجام می دهد، بهتــــرین را انتخاب و دنبـــــال کند.

کارآفرینی

آیا شما به فکر کارآفرینی افتاده اید زیرا  فارغ التحصیل شده اید و در جستجوی کار هستید و هر روز آگهی های استخدام روزنامه ها و سایت ها را مرور می کنید ولی شغل مناسب را پیدا نمی کنید زیرا یا سابقه کار می خواهند یا تجربیاتی که لازم دارد را بلد نیستید؟ آیا تصور شما این است که اگر با مدرک دانشگاهی بالاتر یا معتبر تر اقدام می کردید وضع بهتری داشتید؟ آیا به کلاس های کنکور و زبان و کامپیوتر و سایر مهارت ها و همچنین دانشگاه ها و دانشکده ها و آموزشگاه های عالی که مثل قارچ در حال رشد و نمو هستند توجه دارید؟
داستان ادامه مطلب را مطالعه کنید:

ادامه نوشته

اگه زندگی دنده عقب داشت

دوست داشتی زمان به عقب بر می گشت؟ فکر می کنی فایده ای داشت؟

اگه زندگی دنده عقب داشت مطمئن باش همه اش به تردید و دور زدن در یک محله می گذشت. هرگز به همین جایی هم که هستی نمی رسیدی!!!

هفت عادت

هفت عادت که کنار گذاشتن آنها در موفقیت شما موثر است. اگر مایل هستید در زندگی خود انسان موفق و مفیدی باشید بهتر است ادامه مطلب را مطالعه کنید و تلاش کنید تا این هفت عادت را اگر دارید کنار بگذارید


ادامه نوشته

قمارباز بازنده است

آخر قمار باخت است. اگر جز این بود اسمش را "قمارباز" نمی گذاشتند. "قماربر" می گذاشتند! اگر در زندگی شانس می آوری اگر جفت شش می آوری و مغرورانه و مثل یک قمار باز ریسک می کنی و  باز هم برنده می شوی اگر همیشه آس های زندگی در دستان تست و حکمت برنده است حواست باشد که به موقع ورق های خوب را بازی کنی و از صحنه قمار خارج شوی در غیر اینصورت بازنده ای بیش نیستی!

حواست باشد زندگی گاهی بدجوری روی آس هایت حکم می زند و آنها را می برد! آس داشتن هم شانس می خواهد. درست مثل جفت شش زمانی که حرکتی نداری بکنی و محتاج یک دوغ و یخ (دو  و یک) هستی که تاس با تو یاری نمی کند و جفت شش می اوری. مغرور نباش کوچولو؛ شب دراز است!!ا

الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین

آیا می دانستید که چرچیل هم در کشف پنی سیلین نقش بسزایی داشته است؟!ا

اسمش فلمینگ بود . کشاورز اسکاتلندی فقیری بود. یک روز که برای تهیه معیشت خانواده بیرون رفت، صدای فریاد کمکی شنید که از باتلاق نزدیک خانه می آمد. وسایلشو انداخت و به سمت باتلاق دوید. اونجا، پسر وحشتزده ای رو دید که تا کمر تو لجن سیاه فرو رفته بود و داد میزد و کمک می خواست. فلمینگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدریجی و وحشتناک نجات داد.


روز بعد، یک کالسکه تجملاتی در محوطه کوچک کشاورز ایستاد. نجیب زاده ای با لباسهای فاخر از کالسکه بیرون آمد و گفت پدر پسری هست که فلمینگ نجاتش داد.

نجیب زاده گفت: میخواهم از تو تشکر کنم، شما زندگی پسرم را نجات دادید.

کشاورز اسکاتلندی گفت: برای کاری که انجام دادم چیزی نمی خوام و پیشنهادش رو رد کرد.

در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعیتی بیرون اومد. نجیب زاده پرسید: این پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.

نجیب زاده گفت: من پیشنهادی دارم، اجازه بدین پسرتون رو با خودم ببرم و تحصیلات خوب یادش بدم. اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآینده مردی میشه که میتونین بهش افتخار کنین.

و کشاورز قبول کرد.

بعدها، پسر فلمینگ کشاورز، از مدرسه پزشکی سنت ماری لندن فارغ التحصیل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین معروف شد.

سالها بعد ، پسر مرد نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شد. چه چیزی نجاتش داد؟ پنی سیلین.

اسم پسر نجیب زاده چه بود؟ وینستون چرچیل

خوشبین

خوشبین که باشی حس خوبی از زندگی داری. دلت که جوان باشه مهمه. مهم نیست چند سال داری

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

فال حافظ برای شما

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند


راه در جهان یکی است و آن راه راستی است

" راه در جهان یکی است و آن راه ِ راستی است "
زرتشت

آغاز و پایان خوب